X
تبلیغات
اشعار محرم
عالم به ابد اگر که برپا باشد

از عرش به فرش همه محیا باشد

هرگز نشود گوهریِ دهر دگر

درّی بفشاند که چو زهرا باشد

 

میلاد ام ابیها،کفو مولا،فاطمه زهرا(س) مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 10:1  توسط جواد محمودآبادی  | 

مادر دوباره کودک خردم حساب کن

من را بروی زانوی گرمت تو خواب کن

وقتی که خسته از همه ی غصه ها شوم

من را به صوت دلکش نابت خطاب کن

انگار بچگی ز وجودم نرفته است

دلداریم بده غم دل را جواب کن

آرام و بی ریا و پر از عطر سادگی

با لحن نازکت به دلم انقلاب کن

امروز بعد ذکر نمازت به یاد من

کردی دعا؟ دوباره حساب و کتاب کن

با فال حافظی که برایم گرفته ای

من دلخوشم دوباره یکی انتخاب کن

با عطر مقدمت شب تنهاییم شکست

شب را به نور معنویت ماهتاب کن

انگار از محبتتان غصه پر کشید

برخیز اساس غصه و غم را خراب کن

وقتی که بی کسم گره ام را که وا کند

اکنون بیا به لطف دعایت ثواب کن

دستی بلند کن بسوی آسمان بگو

«یارب دعای خسته دلان مستجاب کن»

 

جواد محمودآبادی

30/01/93 شب میلاد حضرت زهرا(س)

+ نوشته شده در  شنبه سی ام فروردین 1393ساعت 12:52  توسط جواد محمودآبادی  | 

از شعر هم دگر دل من وا نمی شود

دل بی خیال روضه ی زهرا نمی شود

دل در عزای کوچه ی غربت نشست و بعد

از حال رفت و سوخت، دگر پا نمی شود

داغی که اندر این دل زارم نشسته است

بی التیام گشته مداوا نمی شود

گفتند گریه باعث آرامشش شود!

با گریه آنچه سوخت مصفا نمی شود

دل را بدید رهگذری گفت قیمتی است

ققنوس آتشست که پیدا نمی شود

دل را بروی دست گرفتند عرشیان

کین جا علاج درد محیا نمی شود

هر آب هم که روی دلی اینچنین زنند

دیگر علاج نیست و احیا نمی شود

رندی بگفت چاره ی این مست سوخته

جز با شراب روضه ی سقا نمی شود

باید به سرزمین عطش دل روانه کرد

دل بی غم حسین شکوفا نمی شود

دلهای ما به عشق حسین زنده می شود

یا با حسین زنده شود یا نمی شود

آن دل که مبتلا به غم کربلا شود

چون محرم غم است ز غم تا نمی شود

درکربلا نشست دل و ماندگار شد

تا یار هست خسته و تنها نمی شود

کشتی شکست تا که بلا  ماندنی شود

بی ناخدا گذر ز بلایا نمی شود

آری به سینه ناله اگر جا کند خوش است

خوش باش دل که بهتر از اینها نمی شود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393ساعت 11:54  توسط جواد محمودآبادی  | 
این پارچه ها ز خون تازه است

خونابه ز مسمار و گدازه است ای وای

این سوز ز لا اله الّا الله است

انگار که تشییع جنازه است ای وای


شهادت بانوی دوعالم، حضرت صدیقه طاهره، انسیة الحوراء، فاطمة الزهراء تسلیت باد


+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم فروردین 1393ساعت 11:57  توسط جواد محمودآبادی  | 

سلام ای گل نرگس صباحتان پر نور

دوباره صبح شده! نه شب است تا به ظهور

دلم خوش است که با یک سلام بر حضرت

فضای صبح من هر روز می شود معمور

به طعنه گفت مریدی که انتظار تو داشت

به گاه نیمه ی روز موقع عبور و مرور

که تا ظهور نگار، شب به خیر ای یاران

شب است چون پس پرده است مهر ما مستور

دلم طلوع شما را بهانه می گیرد

بهانه این که چرا از وصالت  هستم دور

چگونه واژه به واژه ز هجر دم بزنم

ز شرح درد شود زیر پوستم چو تنور

امید آن که بیایید بهتر از اینها

کنیم وصف شما را به غایت مقدور

از انتظار نوشتن ، سرودن و گفتن

غزل سرودن و خلق قصیده ی پر شور

اگرچه حال و هوا را لطیف می دارد

ولی تجسم یار است قدر حس و شعور

شعور من به کجا و کمال بی حدت

شکوه و جاه سلیمان کجا و قامت مور

ندیده چون کشم از رویتان تصویری

نخورده چون بشوم مست باده ی انگور

به چَرت و پَرت شبیه است آنچه بی احساس

فقط به اسم تغزل شود نوشته به زور

چنان خوش است که یوسف به تخت بنشیند

و بانگ سازد یعقوب بافتخار و غرور

که ای گروه ملامت کنان به پیش آیید

عزیز آمده است دیده ی حسودان کور

خوش است خلوت اگر یار یار من باشد

تبارک الله از این شهریار و این شاپور

و حال نقش شما را کشیدن آسان است

که چشم بر قلم شاعرت دهد دستور

به وصل حضرتتان شعرها تماشائیست

اصول وزن ردیف است بساط قافیه جور

ترحمی بنمایید خسته ام آقا

پناه درد دلم باش ، یار سنگ صبور

نگو که محرم ما نیست، یک اشارت کن

اگر ز کوی فقیرانتان کنید عبور


جواد محمودآبادی

محرم الزهرا 11/1/93

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم فروردین 1393ساعت 13:7  توسط جواد محمودآبادی  | 

فرمان بدهید سر به پا سمع شویم

پروانه ی آن قامت چون شمع شویم

 این جمعه و آن جمعه و یک جمعه دگر

ای کاش به زیر پرچمت جمع شویم


او می آید.گوش به فرمانیم
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 20:19  توسط جواد محمودآبادی  | 

آری آری نگار می آید

آن یل تک سوار می آید

هم قطاران منتظر باشید

چون بیاید بهــار می آید

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم فروردین 1393ساعت 20:20  توسط جواد محمودآبادی  | 
هرجا که سخن ز فاطمه(س) برده شود

از درد و غمش قلوب آزرده شود

انگار که دشمنان نمی دانستند

یاس است،به تازیانه پژمرده شود


شهادت بانوی دو عالم تسلیت باد


+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 17:13  توسط جواد محمودآبادی  | 

در وادي عشق آن که دلدارتر است

آني است که هنگام بلا يارتر است

در مستي از جام وفاداري و صبر

زينب ز حسين هم سزاوارتر است


ميلاد زينب کبري مبارک


+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1392ساعت 17:2  توسط جواد محمودآبادی  | 

اشتباه بود...

يا ديگر کاربرد ندارد و براي قديمي هاي با معرفت کاربرد داشت....

آنهايي که درخت را مي فهميدند.آنها که درخت سيب را از چنار تشخيص مي دادند.

ياد سهراب به خير! مردم بالا ده چه صفايي داشتند.

امروز ديگر سر به زير داشتن نشانه ي بار زياد درخت نيست.

امروز بايد درختهاي سيب را از ريشه درآورد و بجاي آن گردو کاشت.

سربلند و دور از دسترس بچه ها و عابراني که سيبش را با شاخه بکنند و چوبش را هيزم سازند و روي تنه اش يادگاري حک کنند.

آري سهراب مهرباني نيست که سيب نيست....


برچسب‌ها: دل, مهربانی, سیب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392ساعت 17:6  توسط جواد محمودآبادی  | 

به حسين بن علي کار دلم شيدايي است

از دلم نيست! از آقاست عجب آقايي است

شمس منظومه ي عشقي و همه نور ز توست

هرچه خوبي است براي خود تو تنهايي است

فقط  آن نيست که دختش ز يتيمي جان داد

 اثر جذبه ي آقاست که او بابايي ست

 از عطش نيست که اصغر شده بي تاب رخش

دم رفتن ز لبش تشنه ي يک لالايي است

طفلکت آب نمي خواست پدر مي خواهد

روي دستان تو مردن به خدا خوش جايي است

استعاره است که از علقمه نامي بردند

ساغر از جام تو بردن سِمَت سقايي است

چشم عباس ز چشمان شما مست شده

مستي از جام شما منشا آن زيبايي است

اشک بر سوز شما فايده دارد زيرا

راز پيدايش چشم و سبب بينايي است

نشنيديم که کس هرچه که دارد بدهد

آري اين حکمت آقايي و پابرجايي است

نه فقط خون گلويت به زمين ريخته شد

ذره ذره بدنت ريخته در صحرايي است

باد تشييع کند پيکر خونبارت را

پيکرت خرد از آن صدمه ي عاشورايي است

محرمي نيست دگر تا که ...نگويم بهتر!

سينه ام سوخته از درد به اين عظماييست


از عبد ذليل جواد محمودآبادي

14/12/92

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 19:37  توسط جواد محمودآبادی  | 

اي کاش سپيده ي سحر سر بزند

اين شب ورق از صفحه ي آخر بزند

اي کاش که تک سوار حيدر برسد

حرف از در و از کوچه و مادر بزند


 
صبحمان را با سلام بر مهدي آغاز مي کنيم.باشد که جواب سلام او روزمان را صفا بخشد
سلام بر عزت دهنده ي مومنان

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1392ساعت 17:4  توسط جواد محمودآبادی  | 

آري لحظه ها مي گذرد.و چه سخت است که بارها خواسته ام بنويسم و اشک مجالم نداده است.

اما کمي تحمل اشک که اکنون در ديدگانم جمع است براي چند جمله مي ارزد.


خانه اي بود قديمي و بزرگ

وسطش حوض قشنگ

که وضو در لب آن مست حضورم مي کرد

دور آن باغچه اي پر از گل

با اتاق تالار با اتاق ارسي با اتاق پستو

بهتر از آنچه نوشتم اين بود

خانه اي پر ز صفا پر ز محبت

اما...

باغبانش جان داد سايه بان هم افتاد

کاش از لحظه ي بودن يادگاري سازيم.کاش....


و اين بار که از کنار خانه ي 200ساله ي پدربزرگ و مادربزرگ گذشتم اثري از آنها نبود غير از اشک بر گونه هاي من.

قدر با هم بودن را بدانيم.

 


برچسب‌ها: خانه اي بود قديمي و بزرگ, یادش بخیر
+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1392ساعت 17:12  توسط جواد محمودآبادی  | 

اي واي که در بند اسارت هستيم

جامانده ز مردان شهامت هستيم

اما دلمان از عطشش مي سوزد

لب تشنه ي چشمه ي شهادت هستيم

 

 کاش به ما هم نصيب بشه

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 17:10  توسط جواد محمودآبادی  | 

الطاف حريم عشق پابندم کرد

بر بوسه به خاکت آرزومندم کرد

مانند کبوتر به حرم بال زدم

يک دانه ز گندمت مرا جلدم کرد


جواد محمود آبادي

يا امام رضا(ع)

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 17:9  توسط جواد محمودآبادی  | 

با وعده ی جمعه آمدم آقا نیست؟

آنکس که نشانه ای دهد از او کیست؟

از راه دراز انتظار آمده ام

ردی ز مسیر سبز آقایم چیست؟


کاش بیاید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 9:38  توسط جواد محمودآبادی  | 

از داغ شما ارض و سما می گرید

سلطان ، رضای مرتضی(ع) می گرید

از گریه ی زینب (س) به حسین (ع) عالم سوخت

امروز به خواهری اخا می گرید


وفات حضرت معصومه (س) تسلیت باد


برچسب‌ها: حضرت معصومه, وفات
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 9:36  توسط جواد محمودآبادی  | 

گویند امام دیگری می آید

آخر گل باغ حیدری می آید

ای کاش به میلاد پدر مژده دهند

فرزند امام عسگری می آید


یا صاحب الزمان(عج) چشمتان روشن

میلاد امام حسن عسگری (ع) مبارک باد

 

 


+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 17:35  توسط جواد محمودآبادی  | 

 

شکرانه ی آن که نور رویت سر زد

جان دادن پیش پای تو می ارزد

تنها نه دل اهل سماوات و جنان

کسری  به نزول مقدمت می لرزد

 

ای رحمةٌ للعالمین، ای خاتم المرسلین، ای مایه ی افتخار آسمانها و زمین، ای « محـمّد» آمدنت مبارک

 

 

 


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم دی 1392ساعت 12:46  توسط جواد محمودآبادی  | 

جز راه شما سوی خدا راهی نیست

در ظلمت شب غیر شما ماهی نیست

حق است که آخرین وصی گردیدید

چون غیر شما بقیة اللهی نیست


سالگرد امامت  خاتم الاوصیاء، ذخیره اولیاء، حضرت ولی عصر (عج) مبارک

 


برچسب‌ها: اولین روز امامت امام زمان, عج
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1392ساعت 14:16  توسط جواد محمودآبادی  |