اي اهل کرامت صله ها را بدهيد

اکنون برات کربلا را بدهيد

امروز تولد شده معصومه تان

ما منتظريم عيدي ما را بدهيد

 

ميلاد حضرت معصومه (س) مبارک باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 11:5  توسط جواد محمودآبادی  | 
آموختم از امام صادق(ع) که ولی است

مظلوم تر از حسین در عالم نیست

با یاد حسین(ع) و خیمه هایش که بسوخت

آتش که زدند خانه اش را بگریست


شهادت شیخ الائمه حضرت امام صادق (ع) تسلیت باد
 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم مرداد 1393ساعت 10:51  توسط جواد محمودآبادی  | 

قُتِلَ علیٌّ المُرتَضَی

اين همه قيل و قال و غوغا چيست

پدرم خسته است بيمارست

رهگذرها کمي سکوت کنيد

سر بابا شکسته تبدار است

کاسه ها چيست با خود آورديد

باب حاجاتتان زمين گير است

نه نه انگار بهر حاجت نيست

که در اين کاسه هايتان شير است

اي يتيمان دوباره صبر کنيد

پدر شهر سرشکسته شده

دل او با شماست در هر حال

گرچه چشمش ز درد بسته شده

پدر از حال مي رود هردم

ناله هايش شبيه هذيان است

آري آن مرد کوچه هاي غريب

غصه اش سفره ي يتيمان است

او امام خشوع و ايمان است

مونسش نان و کيسه و خرماست

فقط اين شب از او خبر دارد

که براي گرسنگان باباست

نه فقط چشم بچه هاي علي

نه فقط چشم مرد نابينا

نخل ها هم عجيب دلتنگند

که نيايد صداي تو مولا

اي تو مولاي مومنان برخيز

چاه هم يار خويش گم کرده

درد و دلهايتان تمام نشد

سر ز زخم سرت در آورده

از چه  مولا دلش پر از خون است

بگو اي زخم حرف تازه بگو

از در و مادر و هجوم عدو

زآتش و زخم تازيانه بگو

بگو اي زخم سر، که شير خدا

دست بسته ميان اعدا بود

ناگهان پيش چشم  او اي واي

ضربه بود و غلاف و زهرا بود

بگو اي زخم سر، علي تنها

موقع غسل همسرش چه کشيد

با صدای گرفته هق هق کرد

با غريبي ز غصه خون گرييد

واي مولاي ما بهوش آمد

لب گشوده نصيحتي بکند

جمله ها جمله ي نصيحت نيست

خواست بابا وصيتي بکند

گفت بابا ز پيکرم حسنم

زردي رنگ و رو براي تو شد

يا حسين  رزم و پهلواني من

به عليّت بگو براي تو شد

اي ابالفضل ميوه ي دل من

چه خوش اندام و با ادب شده اي

بنشين در کنار من بابا

تو هم از بچه هاي فاطمه اي

من نگهبان مصطفي بودم

اين سمت سهم کربلاي تو شد

به تو هم ارث حيدري برسد

سر بشکسته ام براي تو شد

زينبم ديدن سر خونين

بعد از اين هم تو را نصيب شده

سر به آن چوب محملت نزني

تا نگويند بي شکيب شده

بچه ها مي روم خداحافظ

فاطمه آمده به دنبالم

بعد سي سال شب سحر شده است

شب وصل است باز خوشحالم

از عبد ذليل جواد محمود آبادي

بيستم رمضان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 18:6  توسط جواد محمودآبادی  | 
امشب شب قدر است مرا احیا کن

تقدیر مرا با فرجت امضا کن

این بنده ی رو سیاه منسوب به توست

این گم شده در گناه را پیدا کن

یا صاحب الزمان در دعای امشبتان ما را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید

 


برچسب‌ها: شب قدر, دعا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 11:12  توسط جواد محمودآبادی  | 
هنگام غروب ، موقع ذکر و دعا

یکباره دلم شد حرم شاه سخا

گفتم که «عزیز» دست هایم خالیست

بر سائل کویَت بده در راه خدا

 

میلاد امام مجتبی(ع) مبارک

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 11:16  توسط جواد محمودآبادی  | 
به بهانه ی روز هشتم ماه مبارک رمضان


خیز از جا که دلم باز اذان می خواهد

رودِ امّید به جانم جریان می خواهد

جان بابا ز سر مهر ز جایت برخیز

جسمم از داغ تو جان داده و جان می خواهد

بوسه چیدن ز سراپای پر از ناز تو را

نه فقط اهل حرم،تیغ و سنان می خواهد

کاش می شد که به آغوش کشم جسم تو را

دلم از سینه ی سرخت ضربان می خواهد

مصحفم حال که برداشتنت ممکن نیست

خم شدم چون که دلم بوی جنان می خواهد

کار دنیا شده برعکس پدر یا که پسر

دم مردن به برش مرثیه خوان می خواهد؟

بی جهت نیست که اینگونه ز هم پاشیدی

پسر از پیکر باباش نشان می خواهد

داشت امّید پدر تا که عصایش باشی

پدر پیر کمک حالِ جوان می خواهد

آری انگار فقط قدّ کمان زینب نیست

دشمن از قامت من نیز کمان می خواهد

بانگ برخاست علی اکبرِ من را کشتند

جگرم سوخت دگر زخم زبان می خواهد؟

ای جوانان دم تشییع محیا گردید

پدرش تاب ز کف داده توان می خواهد

چقَدَر طول کشیده است که تا خیمه رسد

بردن پیکر صدپاره زمان می خواهد

طاقتم نیست دگر شرح غمش را گویم

دل محرم ز محن آه و فغان می خواهد

 

از عبد ذلیل جواد محمود آبادی

 


برچسب‌ها: علی اکبر, شهادت
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 11:18  توسط جواد محمودآبادی  | 
ای کاش که اشک ها اثر می بخشید

ای کاش که آرزو ثمر می بخشید

ای کاش که چشمها لیاقت می داشت

ایام فراق را گذر می بخشید

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام خرداد 1393ساعت 11:26  توسط جواد محمودآبادی  | 
امشب تو برای مجلست کاری کن

دل خسته شد از فراق دلداری کن

ما چشم به راهیم که از ره آیی

در جشن بیا و میهمان داری کن

 

میلاد معز الاولیاء و مذل الاعداء مبارک

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم خرداد 1393ساعت 11:33  توسط جواد محمودآبادی  | 
حالا که پدر شدید عطایم بدهید

در زمره ی عاشقان جایم بدهید

شش گوشه ی مرقد که دگر تکمیل است

امشب ز کرم کرببلایم بدهید

 

میلاد حضرت علی اکبر(ع) مبارک


برچسب‌ها: علی اکبر, ولادت
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 11:35  توسط جواد محمودآبادی  | 

فرزند حسين(ع) شاه دين آمده است

زيبايي و زينِ عابدين آمده است

 اي اهل ولا، گريه کنِ اهل حسين(ع)

يعني که امام ساجدين آمده است

 

از سوز شما صبر ز کف بیرون شد

هرکس که ز داغتان شنید محزون شد

آنقدر گريستيد بر کشته اي اشک

تا جان جهان از غم بابا خون شد

 

میلاد زین العابدین، سیدالساجدین، حضرت علی بن الحسین(ع) مبارک باد

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 11:53  توسط جواد محمودآبادی  | 
ساقی حرم آب حیاتم بدهید

من ساءل این درم زکاتم بدهید

هرگاه گرفتار شوم می گویم

یا حضرت عباس(ع) نجاتم بدهید

 

میلاد باب الکرم،علمدار باوفای حرم حضرت اباالفضل العباس (ع) مبارک باد

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 11:57  توسط جواد محمودآبادی  | 

ما نوش فقط ز باده ی ناب کنیم

دل را ز شراب عشق سیراب کنیم

هرکس در هر خانه رود باکی نیست

ما تکیه به آقاییِ اربـــاب کنیم

 

حسینی خواهم ماند

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم خرداد 1393ساعت 15:7  توسط جواد محمودآبادی  | 

گفتند چرا اشک شماها جاری است؟

این کار شما جنون و خود آزاری است

گفتیم امیر گریه ها آمده است

وین گریه نشان نوکر درباری است

 

میلاد سیدالشهداء، کشته ی بکاء، عزیز زهراء، سلاله ی خاتم الانبیاء، زاده ی سیدالاوصیاء ، حضرت حسین بن علی (ع) مبارک باد

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم خرداد 1393ساعت 14:58  توسط جواد محمودآبادی  | 
دل گفت چرا حال و هوای تو پس است

عشق است و یا گریه ی تو از هوس است

گفتم که حسین،گفت دگر حرفی نیست

در خانه اگر کس است یک حرف بس است

 

نمیدانم چگونه او را بستایم.

میلاد عشق مبارک باد

+ نوشته شده در  شنبه دهم خرداد 1393ساعت 14:48  توسط جواد محمودآبادی  | 
آقا رمضان است دعایم بکنید

هنگام سحر غرق صفایم بکنید

این درد فراق از گناهان من است

از بند گناهها رهایم بکنید

 

اللهم عجل لولیک الفرج

رمضان مبارک

 


برچسب‌ها: رمضان
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم خرداد 1393ساعت 11:23  توسط جواد محمودآبادی  | 

آوای خوش وحی شنیدن دارد

سیمای رسول ، بَه چه دیدن دارد

آن تیغ و ترنج را رها کن یوسف

پیغمبر ما دست بریدن دارد

 

سلام بر تو ای محمّد! ای برگزیده ی خدای سرمد! بعثتت مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 17:48  توسط جواد محمودآبادی  | 
تا ذکر تو و لطف و عطایت افتاد

از قبله ی حاجات حکایت افتاد

از عرش به فرش دخیلتان گردیدند

حتی غل و زنجیر به پایت افتاد

 
شهادت باب الحوائج امام کاظم(ع) تسلیت باد

+ نوشته شده در  شنبه سوم خرداد 1393ساعت 14:53  توسط جواد محمودآبادی  | 

وقتی که زمان ذبح گردنها بود

یادت که نرفته زینبت تنها بود

یادت که نرفته رفتی و جا ماندم

ناموس تو بین کوی و برزنها بود

آن روز که روی خاک جان می دادی

کشتی تو مرا سر به سنان می دادی؟

می خواست که جان من در آید وقتی

سر را به سر نیزه نشان می دادی

می گردم و از گل خبری نیست که نیست

حتی ز گلابش اثری نیست که نیست

ناگاه بدیدم که من از باغ گلم

جامانده بجز مشت پری نیست که نیست

دیدم که لباس را تو برداشته ای

دیدم به زمین لاله ی خون کاشته ای

آنگونه بریده اند سر را ز بدن

انگار نه انگار که سر داشته ای

گفتم که بگو برادرم هستی تو؟

با من تو بگو تاج سرم هستی تو؟

هنگام وداع پیکرت خسته نبود

 آیا تو حسین مادرم هستی تو؟

گفتم که مگر مادر تو زهرا نیست؟

برگو که پدربزرگ تو طه نیست؟

ای زینت دوش مصطفی بر خاکی؟

برخیز که جایگاه تو اینجا نیست

گفتم که بیا ای نفس و جان تنم

بگذار دوباره پس تو را بوسه زنم

سر نیست که صورتی در آن یافت شود

بگذارده ام به روی رگها دهنم

می رفتم و جان من به در می آمد

ای کاش که مرگ زودتر می آمد

مجبور شدم وگرنه تا مقتل تو

یک قافله طفلِ در به در می آمد

من می روم و همره من می آیی

ای سر به رویِ نی چقَدَر زیبایی

باید که سرت بلند و بالا باشد

باید که بدانند که تو آقایی

ای وای که چاره ای دگر نیست مرا

از شیون و سوز هم ثمر نیست مرا

بی روی حسین زندگی زندان است

جز آه دل و سوز جگر نیست مرا

امروز دگر جداییم سرگشته

آری ز سفر برادرم برگشته

باز آمده تا که خواهرش را ببرد

آرامش جان دادنِ خواهر گشته

 

از عبد ذلیل جواد محمودآبادی 25/2/93

شهادت ام المصائب زینب کبری(س) تسلیت باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1393ساعت 11:15  توسط جواد محمودآبادی  | 
گر دست،بگیر ما سوایی چه عجب

تو بازوی قدرت خدایی چه عجب 

دیواره ی کعبه را گشودی آقا 

گر قلعه ی خیبر بگشایی چه عجب

 
میلاد امیرالمومنین،اسدالله الغالب، علی بن ابیطالب (ع) مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1393ساعت 15:1  توسط جواد محمودآبادی  | 
امشب دلمان ز شور مالامال است

خورشید سخا دمیده فرّخ فال است

آقای سجیّة الکرم آمده است

سلطان عزيزمان رضا (ع) خوشحال است

جواد 20/2

میلاد با سعادت جواد الائمة(ع) مبارک

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اردیبهشت 1393ساعت 15:13  توسط جواد محمودآبادی  |