X
تبلیغات
اشعار محرم
گویند به مقدم تو دیوار شکست

اما به یقین حقیقت امر این است:

کعبه که دگر ز دوریت تاب نداشت

خود سینه شکافت بار در خانه نشست


میلاد امیر حق مبارک

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1392ساعت 16:57  توسط جواد محمودآبادی  | 

یادتان هست که گفتم وقت آن است ز جا برخیزد؟

سخنم ختم نشد

همره آن  همه خوبی و صفا ،که ز مادر گفتم

کوهی از غیرت و  مردانگی و خوبی بود

تکیه گاهی که به هنگام گرفتاری و درد مرحم بود

نام او بود پدر. نام او بابا بود

او ز جا خواسته بود

بود این دغدغه اش ، نیت هر روزش

عزم او جزم که هر روز شود سفره ی ما

پر ز عطر و طعم نان حلال

آری آن نان حلال است و همان ذکرخدا ،

که شده شاعری و نوکری اهل ولا روزی ما

او ز جا خواسته بود

دست او دست خدا محکم و گرم

دل او گرم به الطاف خدا صبح نماز

بعد صبحانه ی گرمی که پر از چای و پراز خاطره بود

بعد آن ذکر پر از معنی و آن بسم الله

او ز جا خواسته بود

دست بوسش هستم

بوسه بر دست خدا که به جانم که به اعماق دلم روح دهد

کاش مثل مادر

دست خود را به دعا بردارد

گوید از جان و دلش ای خدا فرزندم! چشم بر سوز دعایم دارد

او ز جا خواسته بود


 مصادف با روز میلاد امیرالمونین(علیه السلام)

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1392ساعت 16:43  توسط جواد محمودآبادی  | 
گویند ز دستتان کرم می بارد

گر حاجت ما قبول گردد یا رد

از دست سماجتم به من خرده مگیر

ارباب شدن وظیفه ای هم دارد

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت 17:3  توسط جواد محمودآبادی  | 
با کوچکیم باز بهایم دادید

در جرگهی دوستان جایم دادید

امروز هم از شما توقع دارم

یادم نرود که کربلایم دادید


یا جواد الائمه(ع) ادرکنی



+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392ساعت 16:46  توسط جواد محمودآبادی  | 
صوت قرآن آید

بعد از آن بانگ اذان

وقت آن است ز جا برخیزد

با سرانداز سپید

جانمازی لبریز از گل سرخ دعا، شسته در رود نماز

سینه ای عاشق هر لحظه مناجات خدا

مادرم را گویم

وقت آن است زجا برخیزد

تا به تکبیر نماز

خانه ی ما را باز کبریایی سازد

با همان لحن قشنگ ،سجده بر خاک نیاز

چقدر چادر او خواستنی است

سخت دلبند دعایش هستم

آرزویم این است بعد هر راز و نیاز

دست خود را به دعا بردارد

گوید از جان و دلش ای خدا فرزندم ، چشم بر ذکر و دعایم دارد

وقت آن است ز جا برخیزد

بعد آن ذکر و دعا

با همان لهجه ی شیرین قدیمی که پر از خاطره هاست

با دلی صاف و روان، بعد یک ذکر سلام و صلوات

فالی از حضرت حافظ گیرد

برگی  از یوسف گمگشته  وکنعان خواند

گویدم غصه نخور ، یار بر می گردد

کلبه ی حزن گلستان گردد

وقت آن است ز جا برخیزد

گویدم هرچه که هستی یا اگر هرکه شدی باز جوادی هستی

عاشق عطر صدایش هستم

که به جانم که به اعماق وجودم به دلم بنشسته

عاشق آن مثل دیرینه:

"که اگر آنچه نباید بکنی، از تو راضی نشوم"

و من آن کودک لجباز قدیمی که دگر پیرشده

چشم بر روی چو ماهش دارم

کاش آن طفل قدیمی به سرش تا به ابد

 دست  پر مهر و پر از معنی مادر باشد

وقت آن است ز جا برخیزد

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392ساعت 11:37  توسط جواد محمودآبادی  | 
چون آمده اید روز ما عید شود

کی سائل اهل بیت (ع) نومید شود

حتی کره ی زمین که تاریک بود

از نور دعایتان چو خورشید شود


ای مادر امامت که سرایتان ماه منیر اهل آسمان است ای زهرا (س) طلوعتان مبارک

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 11:19  توسط جواد محمودآبادی  | 
انگار که زخم میخ در کاری شد

ای فضه بیا خون تنش جاری شد

دیگر اثر از شفا و بهبودی نیست

طفلیم ولی وقت عزاداری شد

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم فروردین 1392ساعت 11:17  توسط جواد محمودآبادی  | 
این هم از فصل بهار

روزتان فرخنده،لبتان پرخنده،خانه ی دلهاتان، سبز و زیبا و به دور از کینه، خالی از گرد و غبار

عیدتان مبارک


+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1392ساعت 11:15  توسط جواد محمودآبادی  | 
آقا بیا وصف بهاریت چه زیباست

آنجا که تو هستی بهار ما همانجاست

آری بهار است و طبیعت شادمان است

ای کاش بازآیی که آن دم شادی ماست


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1391ساعت 11:13  توسط جواد محمودآبادی  | 

افلاک به ناز مقدمت می نازد

خورشید، خجل رنگ ز رخ می بازد

از شوق زمین به چرخ در آمده است

در وصف تو آسمان غزل می سازد

 

میلاد دو نور مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1391ساعت 21:7  توسط جواد محمودآبادی  | 

هرچند که نغمه ی فرج می خوانم

من لایقتان نگشته ام می دانم

اما ز شما به یک نگه کم نشود

من هم سر راه منتظر می مانم

 

آغاز امامتت مبارک آقا

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1391ساعت 20:59  توسط جواد محمودآبادی  | 

می آید و شمع جمع ما خواهدشد

آرام عبید مبتلا خواهد شد

با درد فراق سوختن هم حالی است

در مقدمش این سوز دوا خواهد شد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1391ساعت 20:8  توسط جواد محمودآبادی  | 

با رخصت فاطمه (س) سیه پوشیدیم

در راه امام الشهدا کوشیدیم

این ماه محرم و صفر هم صد شکر

از خمره ی اشک برحسین(ع) نوشیدیم

چشمه ی اشکتان برحسین (ع) همیشه جاری

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1391ساعت 20:5  توسط جواد محمودآبادی  | 

تا ذکر من اسمه دوا می خوانیم

یا بهر شفا ذکر خدا می خوانیم

تا آن که دعای مستجابی باشد

بر گرد حرم رضا رضا(ع) می خوانیم

 

یا سریع الرضا بحق امام رضا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1391ساعت 20:3  توسط جواد محمودآبادی  | 

آقا لبتان چرا پر از خون شده است

این تشت چرا چو لاله گلگون شده است

ای کاش که نشنود کسی پیکرتان

در زیر هجوم تیر مدفون شده است

 

رحلت رسول حق و شهادت امام کرم تسلیت

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1391ساعت 19:39  توسط جواد محمودآبادی  | 

خوش بود دمی که زینبت یاری داشت

این قافله هم قافله سالاری داشت

ای کاش که پیکرت به خون خفته نبود

این قافله هم باز علمداری داشت

اربعین عشق تسلیت

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1391ساعت 19:35  توسط جواد محمودآبادی  | 

از شال عزایتان نصیبی بدهید

از کوی حسین(ع) بوی سیبی بدهید

با روزی اشک و سوز بر سینه ی ما

رونق به عزاخانه ی بی بی بدهید

 

یا صاحب الزمان(عج) آجرک الله. ما را هم در عزای جدتان،در عزاخانه ی مادرتان به نگاهتان لایق کنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1391ساعت 19:20  توسط جواد محمودآبادی  | 

دل در غم دلدار دگر تاب ندارد

چشمم ز غم دوست دگر خواب ندارد

ای وای از آن ناله که در بادیه پیچد

"امشب حرم آل علی(ع) آب ندارد"

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1391ساعت 19:18  توسط جواد محمودآبادی  | 

چون ذره به رقص در فضا باید شد

سرمست ز جام مرتضی (ع) باید شد

در عید غدیر چون نجف قسمت نیست

مهمان به بر خوان رضا(ع) باید شد

 

در شب انتصاب امامت،به نیابت از دوستان عید را بر فرزندش علی بن موسی الرضا(ع) تبریک می گویم

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت 19:10  توسط جواد محمودآبادی  | 

ای کاش که آزمونتان سر می شد

ای کاش ز خون خنجرتان تر می شد

با ذبح عظیمتان چرا غرقه به خون

هفتاد و دو یار وحلق اصغر می شد

ای خلیل الله کاش اسماعیلتان قربانی الهی می گردید تا فرزندانش در کربلا به مسلخ نمی رفتند.

عید عبادت مبارک

+ نوشته شده در  جمعه پنجم آبان 1391ساعت 19:28  توسط جواد محمودآبادی  |